عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )
163
الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )
و امّا گفتار خدا : إِذا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَراها « 15 » ، بنا بر تقديم و تأخير است ؛ مانند گفتار ذو الرّمة : [ از بحر طويل ] 397 إذا غيّر النّأى المحبّين لم يكد * رسيس الهوى من حبّ ميّة يبرح « 16 » مقصود شاعر ( از لم يكد . . . يبرح ) ، لم يبرح و لم يكد . . . ( : محو نشد و نزديك نبود محو شود ) است . « الدّرّىّ » ، نزد عرب ، هر چيز بسيار تابنده و درخشنده است ، و آن منسوب به « درّ » است ، پس شفّافى آن به درخشندگى درّ تشبيه شده است . و گفته شده : « درّى يكى از ستارگان پنجگانه « 17 » است . » و فرّاء گفته است : « عرب ستارگان بزرگى كه نامهايشان را نمىداند ، ( درارى ) مىنامد » درّىّ ، بدون همزه است ، و ابو عمرو و كسائى « درّئ » به كسر دال و با همزه در آخر قرائت كردهاند . ابو عبيده گفته است : « ( درّئ ) از قول عرب : « درأ الكوكب » « 18 » است ، و هنگامى آن جمله گفته مىشود كه ستاره در كرانه آسمان از جايى به جاى ديگر منتقل شود » و حمزه « درّئ » به ضمه اول و همزه در آخر خوانده است . فرّاء قرائت او را مورد انتقاد قرار داده و گفته است : « در كلام عرب وزن فعّيل وجود ندارد ، مگر اين كه آن وزن ، عجمى باشد « 19 » . ابو عبيده گفته است : « حمزه در اين قرائت اشتباه كرده ، و دليلش اين است كه وزن « درّوء » بر وزن « سبّوح و قدّوس » را در نظر داشته ، و همراهى واو را با ضمّه ثقيل
--> ( 15 ) - سورة النّور ( 24 ) آيهء 40 . ( 16 ) - ديوان ذى الرّمّة ، ص 78 . ( 17 ) - آن پنج ستاره عبارت است از : زحل و مريخ و مشترى و زهره و عطارد . رك : كشف الاسرار و عدة الابرار ، ج 6 ، ص 533 . - م . ( 18 ) - معانى القرآن ، ج 2 ، ص 66 : « درّىّ ، بدون همزه : درخشان ، و مقصود اين است كه مانند درّ است ، اين در صورتى است كه اول آن را مضموم گردانى ، امّا اگر اولش را كسره دهى ، آن را فعّيل ( درّىّ ) از درأت است ، و بنابراين درّى از ستارگان سيّارهاى است كه حركت مىكند . ( 19 ) - معانى القرآن ، ج 2 ، ص 252 ، و النّهاية ، از ابن الاثير ، و لسان العرب ، ريشه « درر » .